یک داستان ...
یکی بود یکی نبود.
یه روز یه دنیایی بود که کاغذی بود.
مردمش هم از شیشه...همشون در کنار هم بودند ...
اما یک روز یه نسیم اومد و همه مردم رو شکست..همه از هم دور شدند و توی دنیای کاغذی پخش شدند.
روز ها گذشت و طوفان شد...اونوقت باعث شد تا این دنیای کاغذی از بین رفت...
آیا ممکنه این دنیای کاغذی دنیای ما باشه؟
یک خط برای پایان :
***ای کاش دنیای ما آدم ها کاغذی نبود و رابطه هامون هم از جنس شیشه نبود...***
پیترپن(.)
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 23:40 توسط پـیـتر
|