پایان!

سلام دوستان.

از اینکه در این 7 ماه در این وبلاگ نوشتم خیلی خوشحالم.

همچنین خیلی هم خوشحال شدم که تو این مدت با دوستان عزیزی آشنا شدم که واقعا نظراتشون در عقاید من تاثیر زیادی داشت.

هدف من از نوشتن این بلاگ ، بیان کردن مسائل به ظاهر ساده ای بود که با نادیده گرفتنشون به رابطه های خیلی از ما آسیب وارد میشه.

نمی دونم تا چه حد تونستم به این هدف نزدیک بشم!

اما در حال حاضر فکر میکنم بهتر باشه به این دست نوشته ها پایان بدم و سراغ توصیف دنیایی برم که خیلی دوست داشتم در اون زندگی کنم اما...

در هر حال از همه کسانی که به این بلاگ اومدن و همه کسانی که با نظراتشون به بهبود مطالب بلاگ کمک کردن متشکرم

امیدوارم تو این مدت کسی از من دلگیر نشده باشه و از تمامی دوستانی که ممکنه از بعضی حرف های من آزرده شده باشند عذر خواهی می کنم.


به امید دنیایی پر از امید و شادی ...


ویرایش جدید:

فکر میکنم حق با دوستان باشه.

در پاسخ به دوستان خوبم (آرش ، صدرا، خاتون) فقط میتونم بگم ممنونم که در هر شرایطی با من هستید.

شاید به قول شما بهتر باشه برای مدتی ننویسم.

دل کندن از اینجا برای من هم قطعا خیلی سخته.

چه زمانی که از خوبی ها و زیبایی ها نوشتیم و بحث کردیم و چه زمانی که از غم و تنهایی گفتیم.

ترک کردن اینها قطعا سخته.

اینکه مدتی نباشم به نفع منه.

امیدوارم وقتی برگشتم باز هم حرف هایی برای گفتن داشته باشم و باز هم از نظرات ارزشمند شما دوستان خوبم درس بگیرم.

باز هم از دوستان خوبم بابت نظراتشون متشکرم.


یک خط برای پایان :

برای مدتی خدانگهدار...


نویسنده : پیترپن


دعا

ویرایش شد.


 تنها دعا می کنم : خدایا هیچ بنده ای را از من نرنجان و مرا یاری ده تا قلب هیچ کس را نشکنم و تنها عشق بورزم و عاشق ترین باشم...و عشقی را که روزی به او قول داده ام را هرگزفراموش نکنم..حتی اگر او دیگر یادی هم از من نمیکند!


خدایا خودت میدونی منظورم از حرف هایی که زدم و پاکشون کردم چی بود و قصد و نیتم از اینها بیان کردن چی بود.

قضاوت های ادمها در مورد خودم رو در این مساله چه خوب و ه بد فراموش میکنم.

فقط اینو میدونم که تو اون بالا میدونی در قلب تک تک ما آدمها چی میگذره...



خدایا می خوام فریاد بزنم بگم ممنونم که با منی ...قضاوت ها رو میگذارم به عهده خودت.خوت میدونی چطور به بنده هات واقعیت ها رو بگی .



خواسته اخر هم اینکه ...خدایا با من باش...فراموشم نکن...ترکم هم نکن...

نویسنده : پیترپن