بس است!
همین که چتر ها را باید بست بس است...
همین که به زیر باران باید رفت بس است....
کسی نگران مرگ آرزو ها نیست...
همین که سهراب از میان مردمان رفت بس است....
تا دوش به آفتاب اندیشیدیم...
همین که ماه در آسمان است بس است...
سوال کسی بیشتر از ستاره خویشتن نیست
همین که آسمان پر ستاره است بس است...
برای مرگ ماهی ها تیره نپوشیدیم
همین که تنگ با سال می آید بس است....
هیچ کس تا انتها ستاره را نشمرد...
همین که چشم رو هم میگذاریم بس است...
خالق از مخلوق و مخلوق هم زخاکش بیمناک...
مردمان تا شهر این شهر است ، همین دنیا بس است...
نویسنده : پیترپن
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 21:57 توسط پـیـتر
|