به نام او...


سلام دوستان.

بعد از نوشتن (اینجا تهران است) تصمیم گرفتم تا به نوشتن داستان ادامه بدم و در حال حاضر شروع به نوشتن یک داستان چند قسمتی کردم.

این داستان درباره سفر یک قطره به زمین و نحوه آشنا شدن اون به طبیعت انسان و نوع زندگی انسان هاست.
بخش مهمی که در تمام داستان به چشم میخوره گفت و گو هایی که در بین شخصیت اول داستان یعنی کین و لیا ست.

در طول داستان سعی شده تا واقعیت هایی که خود ما انسان ها از اون فرار میکنیم رو در قالب اتفاق های کوچک نمایش بده.


نکته مهم : در طول داستان نقل قول هایی از برخی افراد میشه که از نظر دینی و مذهبی مخالف دین اسلام و قوانین قرآن و عقلی ماست.نظر من با این نقل قول ها کاملا متفاوت و متناقض هست.اما باید در داستان تمام عقیده ها و نظر ها ثبت بشه و هیچ محدودیتی در اونها وجود نداشته باشه.

در برخی از بخش ها در پایین صفحه تیتری با عنوان گفتار نویسنده خواهید دید که در اونها نظر شخصی بنده درباره نقل قول ها نوشته شده.ممکنه نظر خیلی ها با نظر من متفاوت باشه ، امیدوارم که به داستان از دید بازی نگاه بشه.



برای دانلود قسمت اول داستان لینک زیر را باز کنید :

اینجا هوا سرد است (قسمت اول)